• از خدا می خوام

    یه ترانه ی ناتمام

    از خدا می خوام عذابت بکنه
    واسه آتیش انتخابت بکنه

    از خدا می خوام دلت رو بشکنه
    رنگ بدبختی به رویات بزنه

    از خدا می خوام بریزدت به هم
    نابودت کنه رهات کنه تو غم

    .
    .
    .

    و

    یه ترانه خیلی قدیمی

    من چقد دیوونه/توچقد بی احساس

    پره نازه چشمات /چشمم اما دریاس

    من چقد دلخونم /تو چقد بی رحمی

    این همه داغونم /مگه تو می فهمی

    مگه تو می فهمی /سردی دستامو

    مگه تو می شناسی/تلخی دنیامو

    تو چقد حالت خوش /من چقد بیمارم

    کاش بفهمی خیلی/من تو رو دوس دارم

    تو چقد آرومی / من چقد بی تابم

    بی خیالی،  راحت/ من چقد بی خوابم

    ولی من می خوامت/ با همه بی حالیت

    تا که شاید روزی/ پر شه جای خالیت

  • غرورم شکست

    غرورت شکست

    ازم خواستی من تمومش کنم درو باز کردم،نگفتم برو

    درو باز کردم،غرورت شکست همین جا من از دست دادم تو رو

    ازم خواستی من تمومش کنم منی که ازت قبله‌مو ساختم

    به رویای من یک نفس مونده بود ببین من چه جایی تو رو باختم

    من اِنقدر تنها شدم بعدِ تو که قلبم حریف شکستن نشد

    که حتی به چشمم تمام جهان یه شب قدرِ تنهاییِ من نشد

    من از لحظه‌ای که تو رو باختم یه لحظه نبودم به حال خودم

    اگه مونده یادت به یادم بیار چه جوری من اِنقدر تنها شدم

    درو باز کردم هوا سرد شد یه برف عجیبی تو خونه نشست

    همون لحظه از دست دادم تو رو همون لحظه‌ای که غرورت شکست

     

    ترانه سرا : روزبه بمانی

    آهنگساز : علیرضا افکاری

    خواننده : محمد ارزبین

  • بی قرار همیم و…

    نه دل تو دل من، نه دل تو دل تو

    چقد هردومون بی قرار همیم و

    با این بی قراری چقد دوریم از هم

    خراب غمیم، لحظه هامون جهنم

    تموم درای جهان بسته رومون

    یه جوری که مردن شده آرزومون

    چه روزای سختی رو ما می گذرونیم

    نه می میریم و نه که میشه بمونیم

    چه بیهوده داریم نفس می کشیم و

    قراره دچار چه زجری بشیم و

    قراره دیگه چی سر ما بیاد و

    عذابه چرا زندگی من و تو

    سیاهه چقد لحظه های تو و من

    چه روزای سختی، چقد سخته بودن

    چرا رودا این روزا دریا نمی شن

    من و تو ها دیگه چرا ما نمی شن

    کی چوب لای خوشبختی ما می ذاره

    کی از ریشه عشقو داره درمیاره

    چرا پشت هر پنجره بی درخته

    چرا عشق پشت یه دیوار سخته

    حالا که باید عشق آسون حروم شه

    دیگه بهتره این ترانه تموم شه

    علی جبرائیلی

  • کنار من دو دول نشو

    از قدیمی ها:

    باهام بیا که بی خطر رد بشم از مرز جنون

    مهربونیتو رو کن و تا ته خط باهام بمون

    بذار که باور بکنم همسفر همیشه‌می

    روحمو آروم می کنه باور اینکه پیشمی

    دستاتو بسپار به من و کنار من دو دل نشو

    رمق بده به زندگیم کاری نداره واسه تو

    کاری نداره واسه تو بشین کنارم و بخند

    به این دیوونه جون بده به این دیوونه دل ببند

    مسیر زندگی رو از چشات بهم نشون بده

    نگاهتو ازم نگیر به زندگیم امون بده

    آروم می شم لحظه ای که بوسه به دستات می زنم

    دیوونه‌ی همیشه‌گیت خود خود خود منم

    علی جبرائیلی

     

     

  • از دلهره لبریزم

    از دلهره لبریزم چشماتو که می بینم

    می گیره دلم بدجور پیش تو که می شینم

    بدجوری ازت دورم با این همه نزدیکی

    کم کم داره گم میشه دنیام توی تاریکی

    می خندی برای من از روی مدارا تو

    حال منو می فهمی این عاشق چشماتو

    تو دستمه دستات که دیگه واسه ی من نیست

    از دست تو می فهمم چیزی به شکستن نیست

    تو قسمت من نیستی می دونم و می دونی

    میری تو از این خونه میرم به پریشونی

    تو که بری از دنیام من میرم از این دنیا

    دلگیرم از این خونه دلگیرم از این دنیا

    علی جبرائیلی

    پ.ن:

    در ِ قفس را باز بگذار
    پرنده
    اگر به تو عاشق باشد
    بر شانه‌هایت می‌نشیند

    علیرضا روشن

     

     

  • دارم از زمین و زمان می خورم

    بشین تا که تو صورتت محو شم
    شاید از زمان پرت شه ذهن من
    زمین هیچ آرامشی بِم نداد
    چشای تو این حسو شاید بدن

    چرا آخه صب تا شب از آدما باید
    باید زندگی رو گدایی کنم
    به این در به اون در زدن واسه چی
    که سهمم شه آخر یه زانوی غم

    مث یه خیابون گم توی دود
    داره زنده بودن خفه م می کنه
    یه جوری که شک می کنم با خودم
    مگه مرگ دردامو کم می کنه

    خیابونو که حرفشم نه نزن
    برام کوچه هم خالی از زندگیس
    به قدری زمین بد شده که دیگه
    واسه زندگی یه وجب خوب نیس

    بشین محو شو تو چشام و ببین
    دارم از زمین و زمان می خورم
    چشای تو هم واسه من خوب نیس!
    واسه من که از مرگ حالا پرم

    مث یه خیابون گم توی دود
    داره زنده بودن خفه م می کنه
    یه جوری که شک می کنم با خودم
    مگه مرگ دردامو کم می کنه

  • سپردی دل به جاده و…

     

     

    سیگار و تخت خواب و من

    این وسعت عذاب و من

    ثانیه های لعنتی

    این لحظه های عادتی

    شکستنای پشت هم

    تنهاییو که چی بگم

    چشای خیس و ممتد و

    حال بد و حال بد و

    اتاق بو گرفته مو

    غم و غم و غم و

    پوکیده پوسیده ی دل

    یه ذهن آشفته ی ول

    اینا همش به خاطرِ

    یه دختر مسافرِ

    که خیلی وقته رفته که

    اینجوری قلبم تو لکه

    که خیلی خیلی ساده رفت

    سوار اومد پیاده رفت

    انگار ازم سیر شده بود

    حیف که دیگه دیر شده بود

    که من بخوام بهش بگم

    دیوونتم عاشقتم

    بگم که کفشاتو نپوش

    فرشته ی عسل فروش

    جیغ بکشم بگم نرو

    شاید بذاره اثر و

    اما تو رفتی ساده و

    سپردی دل به جاده و

    حالا منم حالا منم

    که میشکنم که میشکنم

    تو این اتاق لعنتی

    تو لحظه های عادتی

    سیگارای ممتدم و

    اتاق بوگرفتم و

    حال بد و غم و غم و

    فقط دارم میشکنم و

    میشکنم و میشکنم و…

  • باید خودت…

    ساطورو بنداز عزیزم این قلب مال یه مرده

    که رد شده از شکستن از بس به پات گریه کرده

    ساطورو بنداز عزیزم این دل شکستن نداره

    یه آدمم توی دنیا حالی مث من نداره

    من کوه احساس بودم بردی منو تا تلاشی

    رو من نمی خواد دیگه بیهوده ساطور باشی

    هر بار خندیدی واسه م لبخندت از زهر پر بود

    هر بار خواستم بخندم کارت همیشه ترور بود

    تصویرت این بود از احساس تصویرت از قلب یک مرد

    هی زجر هی زجر هی زجر هی درد هی درد هی درد

    هر لحظه ی زندگیمون خون بود و خون بود و خون بود

    جون داد و جون داد و جون داد مردی که دنیاش جنون بود

    من خستم از زجر ممتد می خوام عزیز دلم شی

    ساطورو ننداز عزیزم باید خودت قاتلم شی

    علی جبرائیلی

    پ.ن:

    هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه!
    نان را از من بگیر، اگر می‌خواهی
    هوا را از من بگیر، اما
    خنده‌ات را نه

     

     گل سرخ را از من بگیر
    سوسنی را که می‌کاری
    آبی را که به ناگاه
    در شادی تو سرریز می‌کند

    موجی ناگهانی از نقره را
    که در تو می‌زاید
    از پس نبردی سخت باز می‌گردم
    با چشمانی خسته

    که دنیا را دیده است
    بی هیچ دگرگونی
    اما خنده‌ات که رها می‌شود
    و پروازکنان در آسمان مرا می‌جوید

    تمامی درهای زندگی را
    به رویم می‌گشاید
    عشق من، خنده تو
    در تاریکترین لحظه‌ها می‌شکند

    و اگر دیدی، به ناگاه
    خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
    بخند، زیرا خنده تو
    برای دستان من
    شمشیری است آخته

    خنده تو، در پاییز
    در کناره دریا
    موج کف‌آلوده‌اش را
    باید برافروزد،

    و در بهاران، عشق من
    خنده ات را می‌خواهم
    چون گلی که در انتظارش بودم

    بخند بر شب
    بر روز، بر ماه
    بخند بر پیچاپیچ خیابان‌های جزیره،
    بر این پسر بچه کمرو
    که دوستت دارد

    اما آنگاه که چشم می‌گشایم و می‌بندم،
    آنگاه که پاهایم می‌روند و باز می‌گردند

    نان را، هوا را
    روشنی را، بهار را
    از من بگیر
    اما خنده‌ات را هرگز!
    تا چشم از دنیا نبندم

    پابلو نرودا

  • رودست خوردم

     

    رو زندگیم جای خالیت کبریت کبریت کبریت

    خاموشی و بی خیالیت کبریت کبریت کبریت

    آتیش کشیدی تو روی مردی که آتیش محضه

    کوهی که بر باد میره خاکسترش لحظه لحظه

    هر جاده سمت تو بود رو رفتم به بن بست خوردم

    از عطر پیراهنت تو هر کوچه رو دست خوردم

    تکرار تکرار تکرار پشت حصار همیشه

    دیوار دیوار دیوار آیینه دار همیشه

    هرجای این شهرو گشتم هر بار تو کم گذاشتی

    جوینده یابنده س اما انگار تو دوس نداشتی

    انگار تو دوس نداشتی تنهاییام کم شه با تو

    با گریه با بغض حالا حس می کنم خنده هاتو

    حالا من و گریه هام و حال من و جای خالیت

    قد یه سیگارم و تو کبریت کبریت کبریت

    علی جبرائیلی

  • یک عاشقانه ی آرام

    زندان

    گاهی وقتها  خوب است

    آزادی زوال عشق است

    نه صدایت

    نه عاشقانه هایت

    ونه هیچ چیزت را به خودم نگرفتم

    من می دانم گنجشک روی درخت کاج برای کسی نمی خواند

    من می دانم گنجشک با مرغ عشق فرق دارد

    همین چایی که دم کرده ای

    برای مرگ بی حوصلگی های بی مورد خود توست

    نه یک عاشقانه ی دو نفره ی آرام

     

     

Top